باز دنبال یک حس نابم

چی بگم گاهی اوقات سخته نفهمیدن
گاهی اوقات با تکنیک های مختلف سعی میکنند افکارمون رو منحرف کنند گاهی اوقات وزارت خونه ی عشق وجود داره مثل کتاب 1984 ای که وزارت عشقش شبیه هر چیزی هست جز عشق

اما بحث این نیست وزارت فراوانی در کتاب 1984 با هدف تولید بیهوده حفظ فقر دائمی، ایجاد کمبود مالی اما یک بخش بسیار مهمی از وزارت فراوانی قرعه کشی های دولتی درست میکنه و مردم با هدف برنده شدن این ها رو خریداری میکنند
و وزارت حقیقت در کلاه برداری شریک میشه و هر هفته نام کلی برنده رو اعلام میکنه که اصلا وجود خارجی هم ندارند (اره دقیقا وزارت حقیقت اینکارو میکنه)

گاهی اوقات در اوج یک نابسامانی اقتصادی و در عمق اعتراضات فقط کافیه یک کار بامزه بکنی تا وزارت ارتباطات رو ایجاد کنی (وزارتی که هدفش قطع کردن ارتباطات هست)

این وزارت خونه کافیه ادعا کنه داره ارتباطات رو بهبود میده و فقط کافیه یک کمیسیون مثل مجلس بر خلاف این وزارت خونه (که در واقع هیچ کاری نکرده عمل کنه)

اگه به مردم بگی قراره تلفن قطع بشه یهویی یادشون میره که برق و آب هم داره قطع میشه

قطع کردن چیز های اعتیاد آور برای مردم نیاز های اساسیشون رو از یاد میبره

اگه یک روز اینترنت قطع شد این وظیفه ما هست که جلوش رو بگیریم ولی هیچ وقت نباید یادمون بره که مهم نیست وزارت ارتباطات چیکار میکنه بلکه مهم اینه وزارت عشق چیکار میکنه

دکتر فلفل تابستان 1400

“من از آن نسل مردم که در زمان در به در گمم و از رسم زمان سیرم “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *