مانلی دختری از نسل z

یکم نوشتن سخته و اینکه دارم فکر میکنم تو چه چیز هایی رو قراره ببینی وقتی تو وارد سن 20 سالگیت میشی احتمالا من دارم 41 سالگیم رو جشن میگیرم

سال هایی که معلوم نیست چه اتفاقاتی قراره بیوفته – شاید ما مریخ رفتن رو دیده باشیم و شاید هنوز هم همه چیز همین شکلی باشه

شاید تو یک مهندس نابغه باشی و شاید یک خلبان سفینه فضایی

شاید دیگه کشور ها وجود نداشته باشن و شاید همه جا یک کشور باشه اما …. کی به اینا اهمیت میده تو وقتی بزرگ شدی اینا رو میخونی

و اون موقع ببین فلفل چقدر حدس درستی داشت و چقدر غلط بود در اون زمان تو ای دختر من رو قضاوت کن و ببین من آدم خوبی بودم یا آدم بدی

اما من کیم ؟ من همکار و یکی از دوست های بابات هستم و اون مثل داداش بزرگه ی من میمونه و من امروز خیلی خوشحال هستم که تو متولد شدی

من به عنوان یک نویسنده رویداد های تو رو ضبط میکنم و بزرگ شدنت رو یاد داشت میکنم (البته اونقدر دقیق نمی نویسم که وقتی بزرگ شدی ناراحت بشی )

تو ای دختر سرزمین آریایی همانند اسمت بمان و شکوهمند باش

 

من شاید الان نتونم خیلی احساسی بنویسم

اما چشمان تو مثل ستاره های کهکشانند و تو همچون گل زیبایی در زمستانی 🙂

 

DRFELFEL

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *